مرتضی خواننده 24 ساله ای كه 417 نفر 3672 سئوال برایش مطرح كرده اند و او در سئوال پیچ این هفته ما به همه این سئوالات ، با علاقه و حوصله جواب میدهد:

.: نفرین :.
با شرکت بهروز وثوقی و جمشید مشایخی
خلاصه داستان:
| ۱ - بهروز وثوقی |
| ۲ - جمشید مشایخی |
| ۳ - فخری خوروش |
| ۴ - محمدتقی كهنمویی |
| ۵ - نوروزی |
| ۶ - نریمان شیری فرد |
| ۷ - علی دهقان |
کارگردان: ناصر تقوایی
سال ساخت: 1352
روح انگیز
یکی از این خوانندگان که صدایی دلنشین ولی نه در وسعت صدای قمر داشت بانو روح انگیز میباشد که توسط سپانلو ٬ یکی از شاگردان کلنل وزیری کشف شد و جزء گروه کلنل به حساب می آمد . نام اصلی ایشان بتول عباسی بود و بسال 1283هـ ش در شیراز متولد گشته است و در سال 1363 هـ ش درگذشته است. اوسالها با کلنل وزیری همکاری کرد و «روح انگیز »نامی است که کلنل برای او انتخاب کرد .او از سال 1319 ( سال تاسیس رادیو)با این موسسه همکاری داشت و همراه با تار مرتضی نی داود ،پیانوی مرتضی محجوبی و بعدها یا گر وه همنوازی سرخوش برنامه هایی اجرا کرد.روح انگیز از اولین خوانندگانی است که در قطعه های دوصدایی آواز ایرانی که با ابتکارکلنل وزیری ساخته شده شرکت کرد و آثاری از خود به جا نهاد همچنین او از اولین خوانندگانی است که برای کودکان قطعه هایی به یادگار گذاشته است و قطعه «لالایی»،«گنجشک»«تاتایی»،و «مادر» را که ساخته ی وزیری بود در صحفه خوانده است.
روح انگیز از نظر کلنل وزیری خواننده ای بس بزرگ بود. اما قمر که در آرزوی همکاری با وزیری میسوخت و به همین دلیل نام فامیلی وزیری را برای خود برگزید٬ ولی کلنل وزیری حتی یک تصنیف هم برای او نساخت و هر گز با او کار نکرد -در شمار خوانندگانی بود که از سوی وزیری به در یافت صفت بازاری نایل آمد . در حالی که اگر به روح انگیز نمره ی بیست تعلق گیرد ٬ نمره ی قمر قطعا صد خواهد بود .قمر نه فقط در حد چشمگیری از از روح انگیز برتر بود ٬ که بر همه ی خوانندگان ایرانی (از زمان خود قمر٬تا امروز) هم برتری دارد . شاید فقط بتوان طاهرزاده را از این میان استثنا کرد. آن هم با قدری اغماض و تسامح . و الا برخی قمر را حتی از طاهرزاده برتر میدانند .
تفاوت قمر و روح انگیز آنقدر اشکار است که حتی شنوندگان معمولی و ناآشنا به رموز و پیچایش های اواز متوسع ایرانی ٬آن را درک خواهند کرد و قمر را بسی برتر از روح انگیز خواهند دانست .۱
برای مثال تصنیف آتشی در سینه دارم جاودانی را خودتان با صدای قمر و روح انگیز گوش دهید و نظر دهید .
به هرحال متاسفانه روح انگیز هم پس از مدتی همانند قمر ٬ با ظهور خوانندگان جدید مورد بی توجهی قرار میگیرد و کمکار میشود. همانطوری که خودش دلایل آن را در عکس و مقاله ی بالا میگوید . به گفته ی نواب صفا در مراسم شب هفت قمر که مراسمی محقر در محوطه وزارت اطلاعات روبروی استودیو ی شماره ی هشت برگذار شد ٬ عده ای از کارمندان و چند تن از نویسندگان با حضور معینیان حضور یافتند .
استاد روح الله خالقی در مورد ارزش هنری قمر سخن گفت و پس از آن خانم روح انگیز به همراه تار مرتضی خان نی داوود یار جدانشدنی قمر غیر از آواز یکی از تصانیف قمر را هم اجرا کرد و این اجرای آوازی از سوی روح انگیز در همین مراسم موجب شد که از او برا شرکت در برنامه ی (شما و رادیو) که روزهای جمعه پیش از ظهر پخش میشد دعوت بعمل آید ٬ زیرا در این مراسم همه ی مسوولان متوجه شدند که روح انگیز هنوز هم خوب میخواند .
شرکت کالتکس رکورد یک مجموعه ی چهارتایی از آثار جاودان موسیقی اصیل ایرانی انتشار داده است که مجموعه ی چهارم مربوط به روح انگیز است .
بهروز وثوقی در پشت صحنه برخی از فیلم هایش
ذبیح(1354)
گوزنها(1353)
تنگسیر(1352)
قهرمانان(1349)
خداحافظ تهران(1347)
خداحافظ تهران(1347)
بررسی فیلم: شب قوزی

1343
كارگردان: فرخ غفاری. نویسنده فیلمنامه: جلال مقدم (براساس داستانی از هزار و یكشب). فیلمبردار: گریوم هایراپتیان. تدوین: راگنار. دستیار كارگردان: فرهنگ امیری. نوازنده سنتور: استاد حسین ملك. تیتراژ: هادی. تهیهكننده: فرخ غفاری. محصول استودیو ایراننما.
بازیگران: پری صابری، پریا حاكمی، خسرو سهامی، محمد علی كشاورز، فرهنگ امیری، رضا هوشمند، حسن فراهانی، زكریا هاشمی، فرخ غفاری، فرخلقا هوشمند، حسین گورانی، عباس زرندی و ...
خلاصه داستان:
قوزی یك گروه شادمانی در اجرای یكی از برنامههایش هنگام غذا خوردن خفه میشود. اعضای گروه از ترس، جسد او را به خانهای میبرند كه موجب دردسرهایی در آنجا میشود و از آن پس این جسد، دست به دست كسانی میگردد كه هر یك به نحوی در ماجرایی گناهكار میباشند و هر كدام سعی میكنند به لطائفالحیلی از شر این جسد خلاص شوند، تا اینكه سرانجام پلیس، جسد را كشف كرده و خاطیان را دستگیر میكند.
گزارش تولید:
شكست تجاری دو فیلم «جنوب شهر» و «عروس كدومه؟» در طول سالهای 1337 تا 1339 فرخ غفاری را دچار شرایط روحی بسیار دشواری كرده بود، بطوری كه وی را ناچار از ترك كشور میكند. شركت ایران نما كه وی تاسیس كرده بود با ورشكستگی روبرو شده و موقتا تعطیل میگردد.
غفاری خود گفته كه در سال 42 در فرانسه با داستان قوزی «هزار و یك شب» آشنا میشود و طی مشورتی با كارشناسان سینما در آنجا ترغیب به ساختش در ایران میشود. وقتی به ایران بازمیگردد ، طرح قصه مذكور را با جلال مقدم مطرح كرده و مقدم براساس آن، فیلمنامه «شب قوزی» را مینویسد.
اما غفاری برای ساختن فیلم پولی در چنته نداشت و شركت ایران نما هم ورشكسته بود. از مادرش تقاضای پول میكند و مادر وی مبلغ سیصد هزار تومان در اختیارش میگذارد. درواقع به نوعی هزینه ساخت فیلم را تقبل مینماید.

برای فیلمبرداری فیلم ابتدا قرار میشود كه ژرژ لیچسنكی آن را برعهده بگیرد ولی در همان زمان به سرطان دچار شده و جهت درمان به خارج كشور رفته و همان جا فوت میكند. پس از آن فیلمبرداری به گریوم هایراپتیان، فیلمبردار فیلمهای مستند ابراهیم گلستان واگذار میگردد. زكریا هاشمی و خسرو سهامی هم از دوستان سابق غفاری به گروه اضافه میشوند. محمدعلی كشاورز توسط جلال مقدم و خسرو سهامی به غفاری معرفی میشوند و نقش صاحب آرایشگاه در «شب قوزی» نخستین نقش سینمایی محمدعلی كشاورز میشود.
فرهنگ امیری كه دستیار فرخ غفاری هم بود، نقش موتور سوار را بازی میكند و نقش اول زن فیلم برعهده پری صابری گذارده میشود كه از سوی محمدعلی كشاورز به گروه معرفی شده بود.
فیلمبرداری در فصل تابستان آغاز شده و تا اواخر پاییز به طول انجامید. خسرو سهامی در نقش «قوزی» بازی خوبی ارائه میكند كه پری حاكمی و فراهانی (به نقش سیاه گروه نمایشی) همراهانش میشوند.
رقص معروف دیگ بر سر هم توسط فردی به نام رضایی انجام میگیرد كه گفته شده اصلا نوع آرایش معروف به كرنلی را باب كرد و در امیریه آرایشگاهی داشت. گویا دستمزدش برای چنین آرایشی 5 تومان بوده كه در آن روزگار بسیار گران محسوب میشد. زكریا هاشمی كه در دبیرستان ذوقی امیریه تحصیل میكرده با این آقای رضایی آشنا بوده است و میدانسته وی در مراسم جشن هم، رقص دیگ بر سر را اجرا میكند. از همین رو وی را به گروه معرفی مینماید. آن كسی هم كه در صحنه فوق روی شكم رضایی، نقش چشم و ابرو میكشد همان خسرو سهامی است.
به هر حال فیلمبرداری «شب قوزی» در شرایط بسیار محدودی صورت میگیرد. صحنههای داخلی در منزل خود غفاری گرفته میشود و صحنههای بیرونی هم اكثرا در محیط منازل دوستانش.

نمایش و اكران
«شب قوزی» از سوم اسفندماه 1343 در سینما سعدی و از ششم اسفندماه در سینماهای فردوسی، پرسپولیس، المپیا، آریا، ژاله، شهناز و ستاره روی پرده رفت و طی یك هفته نمایش با شكست روبرو شد، اما بعدا در جشنوارههای متعدد خارجی به نمایش درآمده و موفقیتهایی كسب مینماید از جمله در جشنوارههای كن، كارلو ویواری، بروكسل و لیون مورد تحسین واقع میشود ولی در همان حال در جشنواره جهانی فیلمهای تربیتی آموزشی وزارت فرهنگ توفیقی برای جلب نظر تماشاگر و منتقد ایرانی نمییابد.
نكات:
اگرچه فرخ غفاری همواره مدعی بوده كه فیلم «شب قوزی» بدون هیچ نگاهی به فیلم «دردسر هری» آلفرد هیچكاك و براساس قصهای از «هزار و یك شب» ساخته شده است (وی حتی ابراز نظر كرده كه هیچكاك هم فیلم «دردسر هری» را از روی همان قصه «هزار و یكشب» ساخته است) اما شباهتهای «شب قوزی» با «دردسر هری» خصوصا در بخشهای پایانیاش نسبت به قصه «احدب» در «هزار و یك شب» بیشتر است.
چرا كه «دردسر هری» نیز از ورای شك و تردیدی كه در میان افراد نسبت به قتل هری وجود دارد به گناهان آنها نظر میاندازد مانند «شب قوزی» كه درواقع جسد قوزی ناخودآگاه در میان آدمهایی میچرخد كه خود به نوعی آلوده به گناه و جنایت هستند، اما در قصه «احدب» هزار و یك شب چنین موضوعی به چشم نمیخورد.
به هر حال «شب قوزی» در ساختار طنز و كمدی خود به نوعی كمدی اروپایی راه میبرد كه چندان با ذائقه ایرانی و اساس ترجمان فارسی سازگار نبود، شاید چنین طنزی در همان سبك و سیاق مثلا فرانسویاش با همان زبان و نیش و كنایهها بسیار قابل قبولتر از كار درمیآمد و شاید از همین رو بود كه در سراسر «شب قوزی» حس و حال یك اثر سینمایی كمتر به چشم میآید و همین با فرمول درست در كنار هم قرار گرفتن عناصر سینمایی كه غفاری به خوبی آنها را پازل كرده بود، تناقضی بوجود آورد كه فیلم «شب قوزی» را در برخی لحظات دچار دوپارگی غیرقابل تردیدی گرداند.
عکس هفته:آزادی در پوشش

عکسی از تقی ظهوری