..............سالهای سوخته...............
...............ادامه مطالب در صفحات دیگر.....برای حمایت از وبلاگ برروی تبلیغات فقط کلیک کنید.........

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مجله قدیمی

محمدعلی فردین




همایون بهزادی پرسپولیسی بودن فردین را تایید می کند. فردین یکی از بهترین کشتی گیران و هنرمندان تاریخ ایران بوده است. او در تهران و در سال 1309 به دنیا آمد. نقره قهرمانی جهان را در کشتی آزاد گرفت و در سال 1338 با بازی در فیلم "راز چشمه حیات" وارد سینما شد و 23 سال در سینما ماند و با فیلم "برزخی ها" رسما از سینما کناره گیری کرد. فردین از سال 38 تا 61 در فیلم های بسیاری بازی کرد که از جمله معروفترین این فیلمها می توان به گنج قارون, سلطان قلبها, کوچه مردها. باباشمل, غزل, برزخی ها و... اشاره کرد. فردین که در میان افکار عمومی به سلطان قلبها مشهور بود در سال 1380 در گذشت او در سال 1361 بعد از بازی در فیلم برزخی ها از فعالیت در عرصه سینما کنار رفت. فردین در هنگام مرگ 71 سال داشت. همایون بهزادی روایت می کند که برای او در بازی پرسپولیس ملوان در بندر انزلی جایی در جایگاه ورزشگاه انزلی گرفت تا او بازی پرسپولیس را از نزدیک تماشا کند.

مجله قدیمی

فرخ‌لقاء هوشمند به كما رفت


فرخ لقا هوشمند

فرخ‌لقاء هوشمند بازیگر قدیمی سینما، تلویزیون و تئاتر 4 روز پیش دچار خونریزی مغزی شد و به بیمارستان پارسیان منتقل گردید و اكنون در كما قرار دارد. فرشته هوشمند فرزند این بازیگر ضمن اعلام این خبر افزود: متأسفانه 4 روز است كه مادرم به كمای عمیق رفته است و حال وخیمی دارد و تقریبا پزشكان از او قطع امید كرده‌اند و بازگشتی نیست، چون درصد هوشیاری‌شان روی 7 است و همینطور رو به كاهش است.

وی دچار سكته مغزی شد و بدنش فلج شد و به طور كامل دچار خونریزی مغزی گردید و اكنون در بیمارستان پارسیان در بخش ICU قرار دارد و ریه‌اش از كار افتاده و هوشیار نیستند. هوشمند گفت: فرخ‌لقاء هوشمند بازیگری است كه همه مردم دوستش دارند و امیدوارم برایش دعا كنند تا معجزه‌ای شود و به زندگی بازگردد.

فرزند فرخ‌لقاء هوشمند با اشاره به مرگ پروین سلیمانی گفت: وقتی مادرم خبر مرگ پروین سلیمانی را شنید، خیلی ناراحت شد و به من گفت: ببین فرشته، نفر بعدی من هستم... به او گفتم این چه حرفی است كه می‌زنید. وقتی هم كه به قطعه هنرمندان رفتم، از من پرسید كه برای من در این قطعه جایی بود؟ من دوست دارم همكارانم من را دفن كنند... فرخ لقاء هوشمند 6 سال پیش نیز دچار سكته مغزی شد و در ماه‌های اخیر دچار فراموشی هم شده بود. فرخ‌لقا هوشمند با نام اصلی فرخ لقا پوررسول، در فیلم‌های متعددی چون غزل، شراره، زخمی، الو!الو! من جوجوام، كلاه قرمزی و پسرخاله همه دختران من ایفای نقش كرده است.

مجله قدیمی

یکی دیگر هم رفت:پروین سلیمانی درگذشت


«پروین سلیمانی» بازیگر پیشکسوت تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران دوشنبه شب درگذشت.

به گزارش واحد مرکزی خبر ، سلیمانی، چندی پیش به علت ابتلا به تومور مغزی در بیمارستان بستری بود که امشب در منزل دارفانی را وداع گفت.

"پروین سلیمانی" با بیش از 60 سال فعالیت هنری در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون، آثار ماندگاری همچون سرب، افسانه آه، دیگه چه خبر؟، هنرپیشه، شبح کژدم، بگذار زندگی کنم، برهوت، و زمان از دست رفته را از خود به یادگار گذاشته است.

این هنرمند توانا، متولد سال 1301 در تهران است. بازی در تئاتر را از سال 1323 و بازی در سینما را از سال 1331 با فیلم «گلنسا» به کارگردانی «سرژ آزاریان» آغاز کرد.

---
«ماه‌چهره خلیلی» نوه مرحوم «پروین سلیمانی» با تاید این خبر به خبرنگار سینمایی فارس گفت: یك ماه بود كه مادر بزرگم را از بیمارستان به منزل پسرش منتقل كرده بودیم‏، اوایل حال عمومی‌اش خوب بود اما رفته رفته حالش بد شد و قدرت شنوایی‌اش را هم از دست داد و این اواخر تنها دست راستش كار می‌كرد اما از ساعت 8 امشب دیگر نفس نكشید.
خلیلی همچنین در خصوص برگزاری مراسم ختم این بازیگر فقید سینمای كشورمان گفت: با توجه به اینكه تنها دو ساعت است كه مادربزرگم فوت كرده است و هنوز بسیاری از بستگان از این موضوع خبر ندارند واقعا از حالا نمی‌توان در مورد زمان دقیق این موضوع صحبت كرد اما از آنجائی كه مردم خانم سلیمانی را دوست داشته و دارند در مراسم او شركت كنند این موضوع را هر چه سریعتر به مردم اعلام خواهیم كرد.
این هنرمند فقید، در تهران به دنیا آمد.
وی 60 سال در عرصه سینما و تئاتر فعالیت داشته و از جمله آثاری كه بعنوان بازیگر در آنها نقش داشته می توان به هنرپیشه، آخرین خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خیر، آقای شانس، طالع سعد، دیدار در استانبول، آن سوی آتش، زائر خلف، سمندر، شبح كژدم، بگذار زندگی كنم، سرب، سیمرغ، برهوت، زمان از دست رفته افسانه آه، ابلیس، دیگه چه خبر؟، گل ‌ها و گلوله‌ ها، گریز، مستاجر، محبوبه ، شب روباه ، سلطان، پنجه در خاك، بدلكاران و غزل اشاره كرد.

مجله قدیمی

بازگشت

تا به حال صحبت های زیادی برای بازگشت بهروز وثوقی به ایران مطرح شده است. برخی از این حرفها شایعه و بعضی هم صحت داشته اند. اما قضیه بازگشت بهروز به ایران برای اولین بار به طور جدی در سال ۱۳۷۳ مطرح شد، بدین ترتیب که مسعود کیمیایی با بهروز وثوقی تماس میگیرد و از او میخواهد که با بازگشت به ایران به همراه اسفندیار منفردزاده و با سرمایه گذاری برادران شایسته (هدایت فیلم) بار دیگر اکیپ سه نفره (بهروز وثوقی،منفردزاده،کیمیایی) را تشکیل دهند. اما در این بین کدورتهایی اتفاق میافتد (به نقل از بهروز وثوقی : با من تماس گرفت، من نیامدم و بعد هم رفت اون مصاحبه کذایی را کرد و همین باعث شد که دور رفاقت با این رفیق شفیق سابق را برای همیشه خط بکشم!)بالاخره مسعود کیمیایی فیلم خود یعنی تجارت را به جای بهروز وثوقی یا انتونی کوئین با بازی فرامرز قریبیان به اتمام میرساند. اما فیلم زیاد مورد استقبال قرار نمیگیرد. این کار نه تنها سود نداشت بلکه باعث شد که بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی بعد از سالها با هم اختلاف پیدا کنند. 

بعد از سال ۱۳۷۳ تاکنون زمزمه هایی برای بازگشت بهروز وثوقی شنیده شده اما هیچ کدام عملی نشده است. بهروز وثوقی خودش میگوید:( فکر نمیکنم شانس بازگشت به ایران نصیب من بشود ). اما باید دید که سینمای ایران چقدر به این او اهمیت میدهد؟ بازیگران که بدون استثنا بهروز را ستایش میکنند اما بعضی ها سنگ جلوی پای او برای بازگشت به ایران میاندازند که باید از انها پرسید که چه هدفی از این کار دارند؟ امروز اقتصاد بیمار سینمای ایران بیش از گذشته به بهروز وثوقی یا امثال ان احتیاج دارند . بهروز وثوقی در این باره میگوید: ( من هم از بقیه مستثنا نیستم، دوست دارم در وطنم باشم و تجربه ی ۳۰ ساله ی خودم را در اختیار جوانان وطنم بگذارم). خیلی ها میپرسند که چرا بهروز به ایران نمیاید؟ پاسخ این سوال اسان است، وقتی که کتاب خاطرات او در ایران مجوز انتشار نمیگیرد چگونه خود او میتواند در ایران حضور یابد.

به امید بازگشت بهروز وثوقی به ایران و حضور همه ی مشتاقان او در فرودگاه مهراباد تهران ......

مجله قدیمی

جانشینی در سینمای ایران

ایا این افراد جایگزینی در سینما دارند؟ 

 ایا مسئولین سینما تا به حال به فکر جایگزینی برای اسطوره های سینما که بعد از انقلاب از این حرفه جدا شده اند بوده اند؟ حال از این بحث خارج میشویم که تعدادی از این افراد به انتخاب خود و یا تعدادی به اجبار از این حرفه خارج شدند. اما میخواهم تک تک در مورد عکسهای بالا مثال بزنم. از اقای عباس کیارستمی شروع میکنم . ایشون استعداد خودشان را با تیتراژ قیصر در سال ۱۳۴۸ کشف کردند، من فکر میکنم در ایران کارگردانی پیدا نمیکنیم که اینقدر در بین الملل برای خودش جا داشته باشد ، اما کارهای ایشون در ایران با محدودیتی روبروست که دلیلش را نمیدانم! خانم پوری بنائی هم که از پیشکسوتان این حرفه هستند که امیدوارم تصمیمی که مبنی بر ادامه ندادن بازیگری گرفته باشند درست باشد! اقای پرویز صیاد که در حرفه ی تئاتر و سینما زبان زد بوده اند. من به ایشون نمره ۲۰ میدهم فقط برای کارگردانی و نویسندگی داستان در امتداد شب ، ایا سینما به این فرد که هنرش در چند رشته بینهایت هست احتیاجی ندارد! مرحوم فریدون گله که در انزوا به استقبال مرگ رفتند ، بارها در این وبلاگ از بزرگی مرحوم گله در سینما تعریف کرده ام اما چه فایده که نوش دارو پس از مرگ صحراب! اقای ناصر ملک مطیعی که بعد از ان همه سال هنوز در تلویزیون ایران برای یکبار هم که شده اسمش به زبان نمیاید، ایا نباید از ایشون در مراسمی باشکوه تجلیل کرد! همه میدانند که فیلم های ایرج قادری در جشنواره ها نمایش داده نمیشود، در ایران اندک کسانی مثل اقای صیاد و قادری هستند که هم در بازیگری و هم کارگردانی سررشته دارند اما چرا ایرج قادری مورد تبعیض قرار میگیرد! فکر نمیکنم در ایران اهنگسازی مانند اسفندیار منفردزاده داشته باشیم اما الان که حرفه موسیقی به او و هنرش نیاز دارد اسفندیار منفردزاده کجاست! مرحوم پرویز فنی زاده که مطمئنا همه از او به نیکی یاد میکنند ، قهرمان  سینما و تئاتر ایران که در گمنامی به پایان رسید! خانم فرزانه تائیدی را همه میشناسید، او پله های ترقی و کلاسهای بازیگری را در اروپا طی کرد اما حالا زمان آن رسیده است که به بازیگران جوان سینما تجربیات خود را منتقل کند، اما افسوس که او به جای وطنش در غربت به سر میبرد! در مورد بهروز وثوقی حرفی ندارم چون مورد قبول همه است. اما این خانم بازیگر باید افتخار کند که به خانم گوگوش نسبت داده شده است، نه اینکه خودش را از او جدا بداند. هنوز وقتی به سینما میروم افسوس میخورم که جای گوگوش را چه کسانی گرفته اند، خانم گوگوش در حرفه های مختلفی استعداد داشتند که میتوانند مردم را به سوی خود بکشاند! مرحومان رضا بیک ایمانوردی و محمد علی فردین بعد از گذشت ۳۰ سال از عدم فعالیتشان در سینما محبوبیتی عجیب در بین مردم دارند، اما چرا خبر فوت انها باید از رسانه های بیگانه به مردم برسد. ایا بیک و فردین لیاقت ندارند که خبر فوتشان ۱ دقیقه از وقت اخبار ایران را بگیرد! از خیلی ها یاد کردیم ولی باید از بهرام بیضائی و مرحوم علی حاتمی هم بگویم. علی حاتمی در زمان عمر خود هیچ گاه جایزه نگرفت اما در یادها باقی ماند. در پایان این بحث یاد صحبتی از اقای ناصر ملک مطیعی افتادم که میگفتند: من خودم ادامه ندادم ولی به من هم اصراری نداشتند چون که این کار (بازیگری) رو زمین نمیمونه!!!!

مجله قدیمی

اکبر گلپایگانی هنرمندی مستقل

 علی اکبر گلپایگانی، با نام اختصاری «گلپا»، خواننده بازمانده از عصر طلایی برنامه‌های «گلها» (در کنار عبدالوهاب شهیدی)، امروز هفتادوپنجمین سال از زندگی پربار و سرشار از تلاشش را پشت‌سر می‌گذارد. شاگرد جوان محضر استاد نورعلی‌خان برومند در دهه 1330 و عاشق شیوه و صدای استاد ادیب خوانساری، با اولین آوازی که از او همراه با پیانوی استاد مرتضی محجوبی و شعر استاد بیژن ترقی از رادیو پخش شد، شهرتی ایران‌گیر یافت و تا بیست سال بعد از آن‌که به حکم ضرورت‌های چاره‌ناپذیر زمانه در خانه نشست، از محبوب‌ترین خوانندگان موسیقی آوازی و ترانه‌خوانی در ایران بود. در زمان خود، جوان‌ترین خواننده «گلها» بود و سر پرشور او، تحولاتی ریشه‌دار در حوزه‌های مربوط به خود ایجاد کرد.

گلپایگانی آواز را که به حاشیه موسیقی رانده شده بود، با نوآوری‌های خاص خود به متن موسیقی بازگرداند. او هر برنامه آوازی خود را به شکلی «می‌ساخت» که تاثیر یک ترانه رنگین و دلنشین را داشت و از سر تا ته، ورد زبان مردم می‌شد. نوآوری او، کاری همه‌جانبه بود؛ از سلیقه خوش در انتخاب ملودی‌ها، تحریرهای مخصوص به خود، گزینش مضمون‌های دلنشین در شعر، مناسب‌خوانی و استفاده عالی از حنجره‌ای منعطف و چالاک برای آنچه که او می‌خواست. گلپایگانی، مفهوم «هنرمند حرفه‌ای» را به شکلی که نیازهای جامعه نوین آن روزگار می‌طلبید، ترسیم کرد و خود، موفق‌ترین نمونه آن بود. او برخلاف دیگر خوانندگان، با آواز شروع کرد و بعد به ترانه‌خوانی روی آورد و در هر دو زمینه، مبتکر و دارای جایگاه وسیع مردمی و نیز هنری است. آثار او، از رسمی و غیر رسمی (مجلسی) متجاوز از هفتصد برنامه است.ربع قرن خانه‌نشینی اکبر گلپایگانی، از او هنرمندی منزوی و درهم شکسته نساخت. او با اتکا به روحیه ورزشکاری و دوری از بسیاری گرفتاری‌های هنرمندان هم‌نسل خود، با جدیت بیشتری تمرین کرد، هنرجویان جوان را درس داد و فعالیت‌های صحنه‌ای خود را در خارج از کشور ادامه داد. او موفقیتش را سرتا پا مدیون استعداد و کارآیی خود بوده، نه مدیون جناحی خاص از موسیقیدانان و یا حمایت‌های بخش خصوصی و یا دولتی. زمانه نشان داد که گلپایگانی فراموش نشده است و یکی از این گواهان، فروش حیرت‌انگیز دو آلبوم او بود که چند سال پیش، از سد مجوز ارشاد گذشت و به‌دست مردم رسید. اما رسیدن صدای او از رسانه ملی به گوش مردم ایران در سال 1385، مدیون خطرپذیری رضا مهدوی است، که منصب اداری و موقعیت کاری خود را برای این ایده، به مخاطره انداخت و رضایت مردم را رضایت خود دانست. امروز، گلپا از مرز 75 سالگی می‌گذرد. هنوز جوان‌تر از سن خود نشان می‌دهد. هنوز خوب می‌خواند و مثل همیشه، هوشیار و بذله‌گو و سرزنده است. او، خودبه‌خود مثالی زنده از مفهوم «هنرمند مستقل» است؛ مستقل از تمام مسائلی که با استعدادترین هنرمندان نسل‌های گذشته را به قید و بند کشیده است.

مجله قدیمی

فیلم گوزن ها و بهروز وثوقی

ضمن اینکه اثار دیگری چون کندو - همسفر - ممل آمریکایی - ماه عسل - دشنه - طوقی و بسیاری دیگر  جزو آثار به جا مانده از وی میباشد. بهروز وثوقی از سال 1337 با فیلم طوفان در شهر ما کارش را شروع کرد و یازده سال بعد هم با فیلم قیصر کاملا معروف شد. نمایش از ماهواره با عشق با بازی بهروز وثوقی در برلین به نمایش درآمد. بهروز وثوقی در مصاحبه ای با رادیو فردا در پاسخ به این سئوال که 27 سال غربت بر او چگونه گذشته، گفت که سالهای بسیار سختی را گذرانده. بهروز وثوقی می گوید: مهمتر از همه دوری از کارم بود که بیشتر از همه مرا تحت فشار قرار داده، زیرا زمانی که از مملکت خارج شدم زمان شکوفایی کارم بود. وی در مورد چاپ کتاب زندگینامه اش در ایران گفت به نظرش مشکلی نباید داشته باشد و به انتشار معین گفته شده که باید صبر کنند. وثوقی می گوید با جوانان ارتباط دارد و نسل جدید که تنها ویدئوهای او را دیده اند، با فرستادن ایمیل او را تحت تاثیر قرار می دهند. آقای وثوقی نسبت به آینده سینمای مهاجرت و تبعید ابراز خوشبینی کرد. وی فعالیت سینماگران جوان داخل ایران را مثبت ارزیابی کرد.

بهروز وثوقی و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در پشت صحنه فیلم گوزنهافیلم گوزن ها سیاسی ترین فیلمی بود که بهروز وثوقی در آن بازی کرد. سناریوی این فیلم از روی ماجرای به دام افتادن یکی از چریک های شهری سازمان چریک های فدائی خلق در سالهای دهه 50 تهیه شده بود. محاصره احمدزیبرم و کشته شدن او در خانه ای که به آن پناه برده بود. گزارش سانسور شده و محتاطانه این ماجرا نیز همان روز در روزنامه کیهان و اطلاعات منتشر شد. کیهان با جزئیات بیشتر و اطلاعات با احتیاط بیشتر. با انتشار این گزارش در مطبوعات عده ای از مطبوعاتی های آن دوران تحت پیگرد ساواک قرار گرفتند و حتی برای مدتی ممنوع القلم و کار در مطبوعات شدند. بهروز وثوقی درجلسه بررسی فیلم های پیش از انقلاب خود، گفت: تعداد زیادی از فیلمهایی که من پیش از انقلاب بازی کردم، با مشکلاتی از سوی دولت مواجه شد. از جمله توقیف فیلم گوزن ها. ما برای فیلم گوزنها، مجبور به تغییر کامل 30 دقیقه از فیلم شدیم.

بهروز وثوقی در فیلم گوزنهااین فیلم ابتدا نامش تیرباران بود، اما دستور آمد که باید نامش عوض شود. یک مسئله دیگر هم بود که می گفتند، چرا در گوزن ها برای یک دزد این همه پاسبان می آید؟ البته ما هم پاسبانها را کم کردیم. برای همین فیلم، یک روز یک آقایی به من زنگ زد، آدرس داد و گفت، فردا ساعت 8 صبح بیا در خانه ای در خیابان گلستان. من به آنجا رفتم، یک نفر در آنجا بود. مرا در اتاقی برد که فقط یک صندلی داشت. به من گفت اینجا بنشین الان کسی که با شما کار دارد پیدایش می شود. اما فرد مورد نظر تا ساعت 4 بعد از ظهر نیامد و من عصبانی شدم و گفتم آقا ما کاروزندگی داریم، اما او گفت: این اقا جلسه داشته و دارد می آید. آن آقا بالاخره در ساعت6.7 آمد. یک آدم بسیار لاغر و نحیفی بود. اولین سوالش از من این بود که چرا در این فیلم بازی کرده اید؟ گفتم دلیل خاصی ندارد من فیلمهایی با موضوع متفاوت را بازی می کنم. او گفت : اگر در فیلمی تفنگ به تو بدهند و بگویند شاه را بکش تو می کشی؟ گفتم اگر موضوع متفاوت و خوبی داشته باشد بله این کار را می کنم. او گفت، نه خیر، اشتباه می کنی!

آن آقا به من گفت، ما برای شما احترام قائلیم، اما این کارها را نکن. مثلاً یکی از یک میلیون کاری که می توانیم بکنیم آن است که ساعت 12 شب با کامیون روی ماشینت برویم  و بکشیمت. شیشه ی مشروبی هم در ماشینت می گذاریم که روزنامه ها و مردم بگویند، بازیگر خوب سینما در حالت مستی رانندگی  کرد و مرد. آنروز گذشت، اما من تا 8 ماه بعد از آن قضیه، هر وقت کامیونی در پشت سرم می دیدم، آنقدر گاز می دادم و کوچه پس کوچه می رفتم که خطر از بین برود.

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

من علی هستم23سال سن دارم وعلاقه زیادی به هنرمندان قدیم ایران دارم.
نظر یادتون نره.
مدیر وبلاگ : علی .....

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • کدام فیلم را بهترین فیلم سینمای ایران قبل از انقلاب میدانید؟









نویسندگان

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

js'>

دریافت کد رادیو فردا آنلاین در سایت شما

[cb:linkdaily_new_href] در بلاک